خرید بک لینک
کارم به جایی رسیده که تو تلگرام به نمیدونم کی همش پیام

میدم، دردو دل میکنم، ازش میخوام کمکم کنه...

خسته شدم از حرف نزدن

دق کردم از قوی بودن

نفس کم اوردم از این همه دویدن و باز نرسیدن

کاش میشد رفت، کاش میشد نبود

دلم تنگه امشب...امشب دلم تنگه

امشب دیگه دارم خفه میشم از دلتنگی و دوری

دیگه نمیتونم نگم...نمیتونم بریزم تو خودم

نمیتونم فکر نکنم که فردا چی میشه...

حس دختربچه ای رو دارم که مامانشو گم کرده میون یه بازار

شلوغ پر رفت و امد...هرکیم رد میشه یه تنه میزنه بهش و رد

میشه...

چه اخلاق گهیه من دارم که خودمو انقد بی مشکل نشون میدم؟

دیگه نمیتونم، دلم میخواد داد بزنم، جیغ بزنم همه چیو بشکونم

دلم میخواد یکیو بغل کنم...نمیدونم کی فقط یکی باشه که

بهم نگه چته...نگه چرا کم اوردی نگه چرا...هیچی نگه فقط

بگه اشکالی نداره...بگه هر چی که هس...هرچی بشه...هر

اتفاقی بیفته بازم اشکالی نداره تو منو داری...

خیلی تنهام...خیلی بدم...امشب حالم از اون حالاس که با ساعتها گریه کردنم خوب نمیشه...وقتی به خونواده ت احتیاج

داری ولی پیشت نیستن...وقتی فقط خودتیو خودت...اطرافیاتم حالتو بدتر میکنن...

دارم میمیرم از بغض و گریه.........

خدایا

برچسب: نویسنده: حامد ایمانی تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 3:30

صفحه بندی