1404
-
تاریخ: 1404/9/8 ساعت: 5:30
باورم نمیشه دو ساله بهت سر نزدم، قبل اینکه بیام فکر میکردم شاید 1 سال شاید 13 14 ماه باشه...ولی منو ببخش که انقدر درگیر زندگی بودم که یادم رفته بود تورو... در واقع خودمو...انقدر حرف دارم که نمیدونم از کجا شروع کنم
1402
-
تاریخ: 1402/1/31 ساعت: 14:18
این سالها و روزها و ماه ها... چرا و چطور انقدر زود میگذرند؟
Hiding place
-
تاریخ: 1401/10/22 ساعت: 15:25
سردرگمم... آشفته ام... چه کنم با صداهای خفه نشدنی درون ذهنم؟
-
تاریخ: 1401/10/22 ساعت: 15:25
اولین باریه که حس میکنم گذشت زمان قرار نیست چیزیو بهتر کنه...تا الان که خلافش بهم ثابت شده... ولی تغییرو توی خودم میبینم...حس میکنم خیلی چیزایی که قبلا برام مهم بود الان دیگه نیست حس میکنم خیلی از ادمایی که قبلا برام مهم بودن الان دیگه نیستن...حس میکنم زمان میبره اما بالاخره یه جایی با این قضیه که ت...
روزایی که ازشون میترسیدم
-
تاریخ: 1401/9/13 ساعت: 22:31
این روزا همون روزایی ان که هفت ماه تمام از ترس رسیدنشون روزا بغض قورت میدادم و شبا از گریه بدنم میلرزید... بعد از دو هفته بدون بابام هنوز زندگی جریان داره...هنوزم بعضی وقتا میتونم بخندم...هنوز دلم یه غذاییو میخواد...هنوز میتونم برنامه ریزی کنم...هنوز میتونم در مورد چیزای معمولی با بقیه حرف بزنم...ول...
به خودم افتخار میکنم
-
تاریخ: 1401/3/26 ساعت: 17:15
هیچکس نمیدونه من تو زندگیم چه سختیایی کشیدم...وقتی میگم دنیا ناعادلانه س یعنی همین...یعنی اینکه حتی در مقایسه با ن هم من زندگی سخت تری داشتم. درسته همه تو زندگیاشون مشکل دارن و مشکل هر کسی هم واسه خودش خیلی سخت و بزرگه...ولی دارم فکر میکنم به آدمای اطرافم اینکه اگه جای من بودن میتونستن تحمل کنن؟ میت...
حس تازگی
-
تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 19:52
میدونی زندگی واقعا عادلانه نیست...این حقیقتیه که وجود داره و من خیلی وقته پذیرفتمش ولی یه حقیقت دیگه ای که وجود داره و زندگی کردن تو این دنیای ناعادلانه رو ممکن میکنه سازگاری و گذر زمانه... این ویژگی سازگار شدن و منعطف بودن آدما باعث میشه بتونن روزا رو شب کنن و با اولین سختی و مشکلی که پیدا کردن زند...
مورد تایید بودن
-
تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 19:52
مورد تایید بودن حس خیلی خوبیه اینکه همه ازت تعریف و تمجید کنن بگن خوشگلی با وقاری خوش تیپی قد بلندی تحصیل کرده ای به منم حس خوبی میده ولی موقتی...بعدش یه فشار خیلی زیادی رو حس میکنم که انگار همیشه باید بهترین باشم...همیشه باید تایید دیگرانو بگیرم اگه نگیرم انگار یه چیزی کمه...یا همیشه انتظار دارم از...
اردیبهشت
-
تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 19:52
اردیبهشت هم دیگه کم کم داره تموم میشه و خرداد میاد هوا از الان گرم شده خیلی زیاد و انگار امسال گذر زمانو بهتر دارم میفهمم. هرچند مثل سالای پیش زود میگذره ولی انگار دارم روز به روز میفهمم که امروزم تموم شد مثلا پارسال اخرای اردیبهشت که میشد اصلا هیچی از اون 30 روز یادم نبود هر چی ام بهش فکر میکردم......
لحظه
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 0:29
الان توی این لحظه بدون اینکه هیچ اتفاق خاصی افتاده باشه یا حالم منشا بیرونی داشته باشه به شدت خوشحالمپر از انرژی مثبتم برعکس دو سه روز پیش که به شدت منفی بودم و حالم دست خودم نبودروزای پراسترسیو میگذرونم (هرچند به تازگی فهمیدم هر روز استرس دارم بدون هیچ دلیلی، ولی این چند روز استرسم بیشتر شده و حق ه...
دیگه آخراشه
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 0:29
دیشب بعد مدتها با خدا حرف زدم تا حالا هیچی مستقیم ازش نخواستم ولی دیشب دقیقا گفتم چی میخوام و ازش خواستم بهم بدتش حواسش بهم هست نه؟ همیشه بوده...
هیچ چیزی همیشگی نیست
-
تاریخ: 1400/11/25 ساعت: 0:29
تو زندگیم تا الان بارها بهم ثابت شده که هیچ چیزی همیشگی نیست...هیچ چیزی حتی اگه تو این لحظه حس کنی بدبخت ترین و بی چاره ترین آدم زمینی اگه فقط یکم صبر کنی میفهمی چقدر احساس اون موقعت بی خود و مسخره بوده و الان ازش هیچ نشونه ای نیست یکی از دلایلی که دوست دارم زیاد بیام اینجا بنویسم همینه... اینکه بعد...
خدایا شکرت
-
تاریخ: 1399/12/2 ساعت: 18:33
یه وقتایی تو زندگیم بود که زل میزدم به سقف اتاقم و با خدا حرف میزدم، گریه میکردم میگفتم خدایا یعنی منو نمیبینی؟ دلت نمیسوزه به حالم؟ یه زمانایی بود که گریه هام از سر ناراحتیا و غمام بود، فکر میکردم نمیگذره فکر میکردم نمیتونم تحمل کنم ولی گذشت...تحمل کردم صبر کردم و گذشت...اون روزا از خدا گله میکردم ...
اینجا
-
تاریخ: 1399/12/2 ساعت: 18:33
اینجارو دوست دارم چون همیشه وقتی یه سری حرفا تو دلمه و نمیدونم به کی بگم اولین جاییه که به ذهنم میرسه درسته همش میخوام زود به زود سر بزنم ولی این روزا زندگیم انقدر شلوغ و آشفته شده که به ذهنم نمیرسه خودمو جایی خالی کنم... گفتم آشفته...بهترین توصیف برای افکار این روزامه انقدر برنامه ها دارم و انقدر د...
کاش زمان هیچوقت به عقب برنگرده
-
تاریخ: 1399/7/5 ساعت: 10:06
چون گذشته ی من چیزی نیست به جز امید به آینده ای که امروزه و امروز هم شاید اوضاع بهتر شده ولی هنوز خبری از زندگی کردن نیست... بودن در لحظه...فکر نکردن به جنبه های منفی زندگی... همش حرفه... ادم وقتی حال دلش بده دنیاش تیره و تاره...تو اون تاریکیا کی میتونه بفهمه کدوم جنبه مثبته کدوم منفی؟ اصلا بفهمه......
وقتی خوشحالم
-
تاریخ: 1399/7/5 ساعت: 10:06
چند روز پیش با مامانم رفته بودیم بوتیک یکی از دوستاشیه بدهی ای داشتیم بهش ک یادمون رفته بود و رفتیم کهیه چیزی بخریم ازش و با پولش بدهیمونم حساب کنیمحرف از کارو بار شد و مامانم گفت که دخترم کار می
حرفی نمیمونه
-
تاریخ: 1399/7/5 ساعت: 10:06
نمیدونم چی باید بگم واقعانه میشه به خودش چیزی بگم نه به کس دیگهیعنی چی که پولی که بهت دادم برام خرید کنی رو خرجنکردی ولی میگی خرج کردم؟ من مگه پولمو از سر راه میارم؟اون هیچی...من این همه خرج کردم
بمونه تو خاطرم
-
تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 7:12
امروز، ۹ اسفند ۹۸مینویسم اینجا که بمونه یادمبی معرفتی آدمارو بی محبتی آدماروکسایی که همیشه با رفتارشون باعث شدن من خودموکم ارزش بدونم و همیشه خودمو گول زدم که نهاین فقط فکر منه...منم که زیادی حساسممنم
تصمیم
-
تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 7:12
تصمیم گرفتم از این بعد آدمارو بکشونم دنبال خودم نه اینکه بیفتم دنبال آدما...
بیرنگ ترین
-
تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 7:12
غم امروز از صبح زمین گیرم کرد...نتونستم حتی یک دقیقه هم کار مفید بکنمتمرکز نداشتمموزیک حالم رو خوب نکردگریه آرومم نکردامروز فقط یه خراش تازه انداخت روی قلب زخمیمو خوب نمیشه...یادم نمیره... مثل پارسال همین موقع هاکه حالم خوب نبود و منتظر جرقه بودم که سرازیر شمو هنوز هم حال و هوای اون روزا رو که یادم ...